تبليغاتX
بچگیا - نوستالژی

بچگیا

یا که بارانی بپوش ؛ یا که از باران مرنج | یا دم از یاری مزن ؛ یا که از یاران مرنج

ممنون از سارا که این بازی رو راه انداخت و ممنون از علیرضا که من رو دعوت کرد ! از اونجایی که نوشتن این پست نیاز به وقت و حوصله داشت ، با تاخیر میفرستمش !

 

به نقل از ویکی پدیا ، نوستالژی یعنی :

اصطلاح جذاب نوستالژی nostalgia از دو کلمه یونانی ساخته شده‌است : nostos که به معنی بازگشت به خانه‌است و algia که معنی «درد» می‌دهد. واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد ، نوستالژی را شکلی از دلتنگی که ناشی از دوری طولانی از زادگاه است ، تعریف کرده‌است. نوستالژی nostalgia را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا ، اشخاص و موقعیت‌های گذشته ، تعریف کرد. معنی دیگر نوستالژی دلتنگی شدید برای زادگاه

این بازی به این صورت هست که هر کسی که دعوت میشه ، حداقل ! پنج چیزی که براش نوستالژی دارن رو مینویسه ! و در نهایت از پنج نفر دعوت میکنه که اونها هم تو این بازی شرکت کنن

 

* نوستالژی یعنی استخر بادی وسط حیاط ، یعنی آب بازی با دختر خاله ها !

* نوستالژی یعنی دوچرخه سواری با چشمِ بسته ، یعنی رگه های سرخ رنگ خون ، یعنی نگاه کردن توی آینه !

* نوستالژی یعنی اول راهنمایی ، یعنی شروع کارهای بد ، یعنی شکسته شدنِ قداست !

* نوستالژی یعنی اولین میتینگِ جادوگران !

* نوستالژی یعنی امید ، یعنی اولین دوستِ صمیمی ، یعنی ساعت ها صحبت کردن با تلفن !

* نوستالژی یعنی آهنگِ پارمیدا ... یعنی آهنگِ کی دلش میاد ... یعنی آهنگِ خواب ناز !

* نوستالژی یعنی فروغ فرخ زاد : اکنون منم که در دل این خلوت و سکوت ... ای شهر پر خروش ترا یاد میکنم ... دل بسته ام به او و تو او را عزیز دار ... من با خیال او دلِ خود شاد میکنم

* نوستالژی یعنی مامان بزرگم ... یعنی بابا بزرگم ... یعنی عشق !

* نوستالژی یعنی کادوی تولدِ سورنا (ز)

* نوستالژی یعنی نذریِ ساعتِ ۴ صبح شب قدر ، یعنی زیارت عاشورا خوندن و چت کردن ... یعنی سحری خوردن پای کامپیوتر !

* نوستالژی یعنی قدم زدن زیر بارون برای هضم دل تنگیا ... یعنی ساعت ۳ نصفه شب پارک رفتن برای تبعیت از احساساتِ بچگیا !

* نوستالژی یعنی ضرب المثلای سروش کودکان !

* نوستالژی یعنی آشنا شدن با سورنا (خ) ، یعنی شریک شدن تو غم و شادی هم ، یعنی روزای طلایی !

* نوستالژی یعنی زیر و رو کردنِ باغچه برای پیدا کردن گیاهِ سه شاخه ی برآورده کننده آرزو ها

* نوستالژی یعنی کلیسای جدید ... یعنی اردوی مشهد ... یعنی میتینگ تنگه واشی ... یعنی تکه کلام مسخره ی لوس ِ بی مزه ... یعنی ماه رمضون ... یعنی آشنا شدن با علیرضا (چ) ... نوستالژی یعنی پرسی ویزلی !

در نهایت از سورنا ... کیانا ... آرمینا ... سهراب و فربد دعوت میکنم که توی این بازی شرکت کنند و بنویسند !

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:11  توسط آرش  |