تبليغاتX
بچگیا

بچگیا

یا که بارانی بپوش ؛ یا که از باران مرنج | یا دم از یاری مزن ؛ یا که از یاران مرنج

سلام


هوس کرده بودم بنویسم ، یه دفعه یاد این بازی افتادم که دلیلی شد برای نوشتن ِ من ! از آرمینا ، سهراب ، سعید و متین ممنونم که منو به این بازی دعوت کردن

عسل ، پریِ ناز ِ کوچولو ، کی دلش میاد ، تولد ، خنده غلتان ، عصبانیت ، غیرت ، حسودی ، جسی ، ژنرال جومونگ ، خیانت ، عمل قلب ، شورش ، کشتار ، نوستالژی ، انتظار ، لبِ پاییز ، پیشی ، جوجو ، سوشیانس ، علی شریعتی ، زیاده روی ، کم کاری ، تیر و کمان ، کارنامه ، قطعی موبایل ، چقدر سخته ، تباهی ، تُنگ دنیا ، عاشقی ، اکباتان ، سردرگمی های بچگانه ، اوج رویا ، لیاقت ، اعتماد ، مدل مو ، اینترنت ، مهمونی ، تابستون کوتاهه ، حرفای شیرین ، حماقت ، وفاداری ، تبریک تولد ، قلب مهربون ، بچگی ، شیطنت ، پرسی !


منم امم ، بذارید فک کنم بینم ... منم سورنا ، کیانا ، علی و فرگل رو دعوت میکنم بنویسن !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 22:25  توسط آرش  | 

تعداد کارت های شناسایی بینهایت ، افراد دوست داشتني براي گذاردن بسيار و خاطرات عيد با سه نفر دوست داشتني تر ! داوش تولدت مباورک !

امروز روز خوبي هست ! تولد يکي از دوستان ... ام ترجيح ميدم به جاي دوست بگم مهره ! آره امروز تولد يکي از مهمترين مهره هاي زندگيم هست !
فک کنم بد نباشه همين جا بگم ، در مورد اين مهره ها ! هر مهره اي توي زندگي من يه درجه اي داره ، يه درجه اي که متغيره ! پايين ترين درجه سرباز صفره ، مياد ميشه سرباز ، سرجوخه ، گروهبان ، استوار ، ستوان يار ، ترفيع ميگيره بازم ، ميشه ستوان ، سروان ، سرگرد ، با گذشت زمان و بهبود روابط همچنان ترفيع ميگيره درجش ، مياد ميشه سرهنگ ، سرتيپ ، سرلشگر ، سپهبد و بالاترين مقامش هم ارتشبده ! البته اگر دختر هم توي زندگي يه فرد وجود داشته باشه که حائز اهميت باشه ، درجه ي فرماندهي کل قوا هم اضافه ميشه !

سورنا هم زماني که باهاش آشنا شدم همون سرباز صفر بود و الان ترفيع هاي زيادي گرفته و تقدير هاي زيادي ازش شده و به مقام ارتشبدي رسيده و يکي از مهمترين مهره هاست ! اميدوارم در کنارم باشه ، سالم و سلامت ، سايه ي پدر و مادرشم بالاي سرش باشه و به هر چيزي که ميخواد برسه و تو زندگيش موفق باشه  !  تولدت مبارک داوش ِ بزرگِ من !

ياد باد اين روزگاران ياد باد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 9:1  توسط آرش  | 

سلام

خب عزیزانِ سال سومی دبیرستان امسال امتحان نهایی دارن ، که خودشونم میدونن امتحاناتی بس مسخره و سخت و مشمئز کنندست ! تصمیم گرفتم یه آپ در این زمینه داشته باشم همینطوری !


قبلش از همه دوستان و هم کلاسی ها و آشنایان و فامیل که تولدم رو تبریک گفتن صمیمانه سپاسگذاری میکنم ! لطف کردین ! از دوستانی هم که نگفتن هم تشکر میکنم !


رای ما !

موردی که در پایین میگم ربطی به رای من نخواهد داشت ! بالاخره هر کسی شخصی رو برای رای دادن در نظر داریم ! من انتخابم میر حسین موسوی هست !

میتونید برای اطلاع پیدا کردن از این کاندیدای محترم به سایت ایشون مراجعه کنید . میر حسین موسوی


انتخاباتِ بی ارزش !

هر کسی حوصلش سر میره ، میپره کاندید ریاست جمهوری میشه ، که امسال چندین هزار نفر ثبت نام کردن ! بعد اونایی که باید تایید کنن ، به ریش ِ همشون میخندن ، همه رو رد صلاحیت میکنن ، فقط اون چهار تایی که مد نظر ِ خودشون بود از اول رو میارن رو کار ! بعد اونا میرن کلی فکر میکنن یه سری چرت و پرت مینویسن رو برگه میان میخونن تو تلویزیون که مردم برن بهشون رای بدن !

کلی هم تو دلشون به این ملتِ احمق میخندن ، که آره برای ملت و ایناتون بیاین رای بدید که ما بریم تو کاخ بشینیم ، بخوریم بخوابیم ، امر کنیم ، کشورای خارجی رو بگردیم ، معروف تر بشیم ! و هیچ کاری برای شما نکنیم !

همه اولش کلی شعار میدن ، وقتی که انتخاب میشن ، اگه شما یکی از فیلم های تبلیغاتی که اینا توش برنامه کارشون رو گفتن رو بهشون نشون بدید ، در جا ترور میشید !

هیچ سودی که برای ما نداره رئیس جمهور ، ضررشم به ما میزنه که به خاطر این انتخابات مزخرف باید امتحانامون فشرده بشن و برای همچین درسای سختی دو روز وقت بذارن به زور !

البته در این بین ، میر حسین موسوی هم حضور داره که علاقه ای به در سریر قدرت بودن نداره و فقط و فقط به خاطر مملکتش به این سمت اومده و کاندید شده .


اگزمپل !

با یکی از دوستان داشتیم زبان میخوندم ، بعد گفتم بیا از من بپرس ، برای اینکه یه سری لغت ها هم یادم بیاد ، گفتم مثال بزنه !

- Excited ؟

من : هووم ! نمیدونم !

- یه بچه ای که برای اولین بار میخواد بره مدرسه چیه ؟!

من : وحشیه ؟! خوشحاله ؟!

- نه ، اون بچه چی داره ؟!

من : کتاب داره ؟! شعور داره ؟! پول داره ؟! یه مامانِ جیگر داره ؟! :D

- نه بابا شوت ! ببین ، یه بچه که به دنیا میاد باباش چیکار میکنه ؟!

من : بالا پایین میپره ؟! تو سرش میزنه ؟! میره چند کیلو شیرینی میخره ؟!

- احمقی دیگه ! ببین ، یه جوون برای اولین بار که میخواد بره تو انتخابات رای بده چی داره ؟!

من : شناسنامه ؟! رای ؟! برگه ؟!

- خاک بر سرت کنن ! هیجان دیگه !

من : نه علی یه دیقه وایسا ! الان تو میخوای بری رای بدی هیجان داری ؟! نه جونِ مادرت تو میخوای بره یه اسم رو یه برگه بنویسی خیلی هیجان داری ؟! نه وایسا یه دیقه :D


دایی احمد !!

آقا آدم این روزا یه آهنگایی میشنوه و یه خواننده هایی میبینه که نمیدونه چی بگه ، راس میگن هر کی از ننه بابش قهر میکنه میره خواننده میشه . البته این روزا هر کی میبینه صد تومن پول پس انداز کرده به فکر خوندن و کلیپ ساختن میفته ! یارو ده ساله داره میخونه ، چه خواننده ی توپی هم هست ، تا حالا کلیپ نداده !

این هنوز نیومده فرق شعر و ... شعر رو تشخیص نمیده ، میره کلیپ درست میکنه ! اونم چه کلیپی !

امروز تو ماهواره یه کلیپ پخش کرد که من از گفتن احساساتم در موردش عاجزم ! یارو هفتاد سالشه ، محض رضای خدا یه تار مو پس ِ کلش نداره ، دست یه دختره 18 ساله رو گرفته ، جلوی یه خرابه وایساده داره میخونه : ای وای دایی احمد ، دلم تنگه ، صبرم سر اومد ، پس چرا این دختره نیومد !


خب به چیزه دایی احمد که دختره نیومد ! به دایی احمد اصن چه ربطی داره ! اصن کدوم گوسفندی میتونه همچین آهنگی رو گوش بده ؟! این چیزا رو آدم میبینه میخواد هر چی از دهنش در میاد به خاندانِ اون فرد بگه !


شرمسارم !

امروز داشتم تو یکی از کتابا رو نگاه میکردم ، یه چیزی دیدم در مورد خدا و اینکه وقتی کسی کار اشتباهی میکنه و از خدا طلب بخشش میکنه خدا میبخشتش ! یه آیه هم هست :

یا ملائکتی قد استحییتُ من عَبدی و لَیسَ لَهُ غَیری فقد غفرتُ لهُ

ای فرشتگانم ، من از بنده ی خود شرم دارم و او جز من پناهی ندارد ، پس آمرزیدمش !

تو توضیحاتش نوشته که خدا شرمنده میشه از اینکه بندش یه گناه و اشتباهی مرتکب میشه و عذرخواهی میکنه و خدا نبخشتش !


چیز دیگه ای مد نظر نیست ! تا پست بعدی همه ی شما رو به خدای بزرگ میسپارم ، خدا یار و نگهدارتون ! :D




+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 16:35  توسط آرش  |