- ایگور من با اون بخش چیکار کنم ؟!
- پرسی تو اولین باره که میتینگ میای ؟
- آرشام با داستانکت خیلی حال کردم !
- هی دانگ خیلی جالب مطرح کردی مواردو تو پسته نحوت !
- توماس خیلی وقت ِ آن نشدیا !
- ببینم ویولت تو توی کدوم گروه بودی ؟
اون موقع خیلی چیزا ارزش نداشت ! من اون موقع از ایگور و آرشام و ماندانگاس و توماس و ویولت و جولیا و غیره انتظاری نداشتم ! اون موقع اومدن یا نیومدن توماس تو یه میتینگ انقدر ارزش نداشت که تاخیر یا غیبتش همه رو ناراحت کنه ، اون موقع یه پست ِ سرشار از فحش ِ پرسی انقدر ارزش نداشت که بخواد آرشام و ماندانگاس و خیلیا رو ناراحت کنه ! اون موقع غیبت طولانی مدت جولیا اهمیتی نداشت که بخواد فکره یه ملت رو به هم بریزه ! اون موقع ویولت انقدر ارزش نداشت که به خاطره اومدنش به میتینگ ، مکانِ میتینگ جایی گذاشته بشه که همه برای رفتن به اونجا به مشقت بیفتن !
حالا که وضعیت با قبل خیلی فرق کرده ، مام باید خودمو همرنگ جماعت کنیم و با هم بسازیم ! همون کاری که من سعی کردم بکنم ! اینکه من الان با همه این بچه ها صمیمیم برای اینه که با همه رفتارشون حال میکنم ؟ یا هیچکدوم رفتاره مزخرف مختص ِ خودشونو ندارن ؟ هیچ کدومشون بچه نیستن ؟!
توی میتینگ به من میگن که به خاطره عوض کردن تایتل پست میتینگ های ما ، تویی که بعد از هر میتینگی میومدی وبلاگ رو آپ میکردی ، تحریمت کردیم که یوزر پسش رو بهت بدیم ! حتی اگر همچین کاری هم نمیشد بعد از حرفایی که زده شد من دیگه اونجا پست نمیزدم ، ولی این رو الان گفتم که ثابت کنم هنوز همه بچه ان ! و با این اوصاف خیلی کودن و ابلهه کسی که خودش رو بزرگ بدونه و سایرین رو بچه !
مشکلی که بیشتر از همه چیز زننده و روی اعصابه اینه که توی غیاب ِ من ِ نوعی یه حرفی در مورد ِ مشکلات رفتاریم زده میشه و همه موافقت میکنن با اون حرف ، ولی وقتی که از ملت میپرسم ، همه شصت تا دستمال یزدی میگیرن دستشون و مخالفت میکنن ! این باعث میشه که من نه تنها متوجه نشم که ملت با چه رفتاریم مشکل دارن ، بلکه با یه سری افراد دشمن بشم چون فکر میکنم که اونا حرفشون رو از دهن ِ جمع زدن نه از طرف ِ جمع ! تو اگر میترسی رفاقتت با کسی به هم بخوره و دلخور بشه ازت ، وقتی حرفی زده میشه غلط میکنی موافقت میکنی که بعد جلوی طرف خودتو خیس کنی و مخالفت کنی !
مسئله بعد اینکه وقتی بحث و مشکلی پیش میاد یه پلی پشت ِ سرتون بذارید ! تا یه بحثی میشه همتون خودتون رو جر ندین که من دیگه میتینگ نمیام و تمومه و اگه اون بیاد من نمیام و این چرت و پرتا ! مِن بعد اگر کسی به هر دلیلی گفت که دیگه میتینگ نمیام و نمیخوام ایکس و ایگرگ رو ببینم و بعد دو ماه بعدش زرتی بلند شد اومد میتینگ و روبوسی کرد با ایکس و ایگرگ ، من میدونم و اون فرد ِ اسکل و سست عنصر ( با عرض پوزش از اسکل و سست عنصر بابت توهین ِ صورت گرفته !! )عزیزه من مشکلی پیش اومده بشین منطقی حرف بزن ، چطور وقتی همه شادیم توی بغل ِ هم دیگه میلولیم ، ولی وقتی مشکلی پیش میاد دیگه شنیدن صدای همم آزارمون میده ؟!
فراموشم نکنید که همونقدر که حضوره من ِ نوعی توی میتینگ برای همه ارزش داره ، بودن ِ تویِ نوعی هم همونقدر ارزش داره ! اگر هم کسی فکر میکنه ارزشش از بقیه بیشتره یا اگر کسی اومدنش به میتینگ به خاطره جمع نیست و مشروط به اومدن ِ شخص ِ خاصی هست ، بشینه به ریش ِ خودش بخنده که اصلا ارزش ِ بحث کردن نداره ! فکر کنم میدونید که من به شخص ِ زمانی که بخوام یه شخص ِ خاصی رو ببینم ، میرم با اون فرد فقط قرار میذارم ، حالا چه سورنا باشه ، چه علیرضا ، چه مسعود ، چه کمیل ، چه آرمینا ، چه مهرناز ، چه سارا و چه غیره ! وقتی میام میتینگ یعنی به خاطره همه اومدم !
فقط لازم ِ که اینو بگم که اگر میتینگ میاید حق ندارید رو سر ِ من ِ نوعی منت بذارید ! تو اگر دانشگاه و مدرسه میری ، برای این ِ که چهار تا درس و مطلب یاد بگیری ، حق نداری که رو سره معلم و استاد منت بذاری که من دارم میام مدرسه و دانشگاه ها ! اگر میای به خاطر ِ خودت داری میای ! منم ممکن ِ که بگم آقا من به خاطره ایکس میام میتینگ ، ولی اگر واقعا به خاطره دل ِ خودم نباشه ، امکان نداره به خاطره شخص یا اشخاص ِ خاصی بیام !
مطمئن باشید اگر همتون هم نیاید این بحث ها و مشکلات رفع نمیشه ، فقط زمانی حل میشن که همگی درست مثل ِ آدمای عاقل و با شعور و با فرهنگ ( که خدا رو شکر سنتونم کم نیست که ! ) جمع بشید و منطقی و آروم بحث کنید که آقا من این مشکل رو دارم و تو این مشکل رو داری ! من رفع میکنم تو هم رفع کن مشکلتو ! یادتون باشه اونی که بلند میشه میاد میتینگ برای این هست که برای همه ارزش قائل ِ و میخواد همه رو ببینه !
در کل اینکه بحث و دعوا و مشکل همیشه وجود داره و یه چیزه عادیه بین چند تا دوست و رفیق و منم انکار نمیکنم که فرضاً از ده تا دعوایی که شده 8 تاش تقصیره من بوده ؛ ولی وقتی بحث و مشکلی پیش میاد ، لازم نیست که هر چیزی از دهنمون در میاد به هم بگیم تا وقتی با هم مواجه شدیم نتونیم تو چشم ِ هم نگاه کنیم ! صد بار هممون این نتیجه رو گرفتیم که باید از این جمع جدا بشیم و رفتیم ، ولی بازم برگشتیم ! چرا ؟ چون به این نتیجه رسیدیم که این جمع ارزششو داره و مکمل ِ ماست و مام مکملش هستیم !
بشنو ز من ای لعبت زیبا به از این باش در کار نگهداری دلها به از این باش
با ما مپسند این همه افسونگری ای دوست یا رشته ی الفت بگسل یا به از این باش
گفتی ز همه خوب رخان خوبتر هستی منکر نشود هیچکس اما به از این باش
این رونق بازار نمی پاید ، زنهار امروز ، در اندیشه ی فردا به از این باش
تزویر و ریا در همه جا نیست سزاوار با مردم سنجیده و دانا به از این باش
سربازم و پیرایه ندارد سخن من اینقدر مکن عشوه و با ما به از این باش !
پ.ن : این پست رو نوشتم که بگم بیشتر فکر کنید رفقا ! رفاقت ارزشش بیشتر از این حرفاس ! یه ذره گذشت و سازش و همرنگی حلش میکنه !
